در دفاع از سلمان رشدی

 

بسیاری از مراجعه کنندگان به این تارنما خواستار شده اند تا متن اعلامیه ای که به ابتکار و قلم مهشید امیرشاهی در دفاع از سلمان رشدی نگاشته شد بر سایت بیاید با این استدلال که جای آن در کنار مقالهٌ معروف دفاع از شاپور بختیار است و باید به عنوان سندی تاریخی در دسترس همگان قرار بگیرد. بنابراین این متن پس از این مقدمهٌ کوتاه خواهد آمد. درج آن سوای جواب مثبت دادن به درخواست منطقی دوستان این حسن را هم دارد که برخی سوء تفاهم ها را بر طرف میکند و بسیاری از سوء نیت ها نیز برملا میسازد.

نگارش این اعلامیه توسط مهشید امیرشاهی در فوریهٌ سال 1992 و پس از انتشار خبر شرکت ناشران فرانسوی در نمایشگاه کتاب تهران انجام گرفت. وی که از بدو صدور فتوای خمینی مخالفت خویش را با آن به طور عمومی بیان نموده بود (به عنوان نمونه ر.ک. به متن سخنرانی: ماهیت جمهوری اسلامی و توهمات رایج) از این فرصت برای بسیج ایرانیان پابند به آزادی بیان استفاده کرد و به یمن موقعیت استثنایی خویش در صحنهٌ سیاست و ادب ایران موفق گردید شماری از تبعیدیان صاحب نام ایرانی را اعم از چپگرا و راستگرا حول موضعگیری مشترک برای دفاع از آزادی بیان و حق رشدی برای کفرگویی گرد هم بیاورد. از آنجا که تعداد امضا کنندگان این متن در زمان انتشار آن پنجاه نفر بود از آغاز به اعلامیهٌ پنجاه نفره معروف شد.

به این ترتیب جنبش روشنفکری ایران که به دلیل همراهی با انقلاب 1357 بسیار آسیب دیده بود توانست به همت یکی از برجسته ترین اعضایش در تبعید که مخالفتش با انقلاب نیز از ابتدا بی ابهام بود اعتبار خویش را در انظار جهانیان تثبیت نماید و با دفاع از مشهورترین نماد آزادی بیان حق مردم ایران را در برخورداری از این آزادی مورد تأکید قرار دهد.

انتشار این اعلامیه که بازتابی جهانی یافت پیامدهای پرشمار و مهم داشت. روشنفکران و هنرمندان فرانسوی اعلامیه ای درست با پنجاه امضا به پشتیبانی از اعلامیهٌ ایرانیان صادر کردند. چندی بعد هم کمیتهٌ فرانسوی دفاع از رشدی که مهشید امیرشاهی از بنیان گذاران آن بود در پاریس تشکیل شد و در فعالیت برای دفاع از رشدی نقش عمده ای بازی کرد.

امروز با گذشت زمان بهتر میتوان اهمیت تاریخی این سند را در سیر تحول روشنفکری و آزادیخواهی ایران دریافت. دفاع گسترده از سلمان رشدی مهمترین گام در شکستن تابوی کفرگویی در بین ایرانیان و در صاف کردن راه لاییسیته بود که خوشبختانه روز به روز بیشتر مورد اقبال مردم ایران قرار گرفته است. جنبش روشنفکری ایران به این ترتیب به طور رسمی و با طنینی جهانی با آرمانهای آزادیخواهانه و لاییک صدر مشروطیت تجدید عهد نمود.

 

 

اینک متن اعلامیه:

 

 

از صدور فتوای خمینی علیه جان سلمان رشدی اکنون سه سال میگذرد و هنوز هیچ قدم جدی و قابل ملاحظه ای از طرف ایرانیان برای محکوم کردن این حکم غیر انسانی برداشته نشده است.

از آنجا که این یورش و دست درازی به آزادی بیان از ایران آغاز شده است آزاداندیشان ایرانی بیش از هر کس و هر گروه دیگری میبایست نسبت به آن احساس مسؤلیت کنند و صدا را به اعتراض به این فتوا و به دفاع از سلمان رشدی بلندتر از دیگران به گوش جهانیان برسانند.

ما امضا کنندگان این اعلامیه که در گذشته هم هر یک به سهم خود و به صور مختلف همدلی خویش را با سلمان رشدی نشان داده ایم معتقدیم که آزادی بیان از جمله بزرگترین دستاوردهای بشری است و یادآور میشویم که این آزادی فقط وقتی مفهوم واقعی پیدا میکند که به گفتهٌ ولتر انسانها حق کفرگویی هم داشته باشند. اگر جز این بپنداریم ناگزیر هر فرقه و دسته ای را مجاز شمرده ایم که به بهانهٌ تقدس مسلک و مذهبش بندی نو بر زبان و قلم سخنوران و نویسندگان بزند.

ما فتوای خمینی را شرم آور می دانیم و سنجیدن هر اثر هنری را جز با معیارهای هنری مردود میخوانیم و یک صدا و بدون قید و شرط پشتیبانی خود را از سلمان رشدی اعلام میداریم.

به علاوه به جهانیان یادآور میشویم که نویسندگان هنرمندان روزنامه نگاران و صاحب فکران ایرانی داخل کشور هر روزه تحت فشار سانسور بی رحمانهٌ مذهبی روزگار میگذرانند و تعداد ایرانیانی که به اتهام توهین به مقدسات زندانی یا اعدام شده اند در ایران کم نبوده است.

ما به جهانیان هشدار میدهیم تا زمانی که با بی اعتنایی و سکوت دست رژیم جمهوری اسلامی را برای پایمال کردن بارزترین و ابتدایی ترین حقوق مردم ایران باز بگذارند این رژیم را در اجرای طرح های تروریستی در سطح دنیایی و صدور فتواهایی نظیر آنچه شامل حال رشدی شده است بی پرواتر و جری تر میسازد.