خانه

يكرنگي

 

نوشته شاپور بختيار

ترجمه مهشيد اميرشاهي

 

١-  نامه بختيار درباره ترجمه فارسي كتاب يكرنگي

٢- پيشگفتار، سرآغاز

 

بخش اول: پيوند با ريشه­هايم

 

- من در کوهستانی سرسخت به دنيا آمده­ام

- دانشجوي ايراني داوطلب جنگ در ارتش فرانسه-

- درس مقاومت

- فنجانی قهوه با پل والری

- از ديد تهران هيتلر چندان هم وحشتناك نبود

- مصدق يا درس دمكراسي

- روزي كه مصدق نفت را به ايران باز داد

- شبي كه پادشاه تانك­هايش را عليه نخست­وزير به كار انداخت

                                                                         

بخش دوم: پايمردي در عقايدم

 

- آغاز چشيدن زندان­هاي شاه

-  ساواك مافوق دولت

- تردستي­هاي شاه

- جاذبه حزب واحد 

- نخست­وزير «بله قربان»گو

- آمد و شد كابينه­ها

- دگرگوني حيرت­انگيز يكي از درباريان

- اپوزيسيون با عمامه مي­لاسد

 

بخش سوم: اخلاص در مأموريتم

 

- عجله كنيد! براي من دولت تشكيل دهيد!

- دولت به عنوان آخرين تير تركش

و درادامه...

 

- انقلاب الزاماً ضامن سعادت يك ملت نيست

- اي كاش خميني در ماه مي­ماند!

- وداع پادشاه

- كارتر: مردي با حسن­نيت ولي بي­اراده

- شوروي شاه را ترجيح مي­داد

- چرا گذاشتيم خميني به ايران باز گردد

- شيادي آيت­الله

- با اين شماره تلفن ديگر نمي­توانيد با ارتش تماس بگيريد

 

بخش چهارم: پيوند با سرنوشت ايران

 

- لطفاً بليطي به مقصد پاريس

- گناه نابخشودني بني­صدر

- پشت سر مجاهدين هميشه شوروي ايستاده است

- جنگي براي مصرف داخلي

- تشيعي كه مطرح است

- لبخند سادات

- صداي فرو ريختن اين بناي متزلزل بگوش مي­رسد

- كار براي همه، همراه با ضميري آگاه

- ايران در ميان ملل ديگر

- بازگشت به اصالت

 بازگشت